Samstag, Februar 14, 2015

بدل اسم die Apposition

علاوه بر کلمات و جملاتی که برای توصیف اسم می‌آیند، عبارت‌هایی به همراه اسم در جمله می‌آیند که توضیح بیشتری در رابطه با یک اسم می‌دهند، مثلا: پروفسور مجید سمیعی، بهترین متخصص و جراح مغز اعصاب دنیا،. ‌‌.. 
عبارت «بهترین متخصص و جراح مغز و اعصاب دنیا» را بدل اسم می‌گویند. 
یا: علی، دوست حسن، در مسابقات دو و می‌دانی امسال قهرمان شد. 
عبارت «دوست حسن» بدل اسم می‌باشد. 
همانطور که می‌بینید بدل اسم جملهٔ کاملی نیست در حالی که جملات موصولی که برای توضیح یک اسم به کار می‌روند، جمله‌های کاملی هستند که فعل آن‌ها در آخرین بخش جمله قرار می‌گیرد: 
Ich habe Frau Müller, die Lehrerin meiner Tochter, im Schwimmbad gesehen. 
من خانم مولر، معلم دخترم را در استخر دیده‌ام. 
اینجا معلم دخترم بدل اسم است. 
حال در جمله پایین: 
Ich habe Frau Müller، die seit zwei Jahren als Lehrerin in der Schule meiner Tochter tätig ist, im Schwimmbad gesehen. 
من خانم مولر را که دو سال است به عنوان معلم در مدرسه دخترم کارمی‌کند در استخر شنا دیده‌ام. 
عبارت که او دوسال است به عنوان معلم در مدرسه دخترم کار می‌کند. جمله موصولی است. 
در زبان آلمانی معمولا اسم و اسم بدل از لحاظ حالت دستوری یکسان به کار می‌روند. یعنی اگر اسمی که توصیف می‌شود در حالت فاعلیت باشد بدل آن نیز در همین حالت فاعلیت صرف می‌شود و غیره. 
Unser Nachbar, der Freund von Katrin, war bei mir. 
همسایه ما، دوست کا‌ترین، پیش من بود. 

موفق باشید!

صفحه این وبلاگ در فیسبوک: 

Montag, Februar 09, 2015

کاربرد damit و um......zu+Infinitiv


um ..... zu+Infinitiv 
damit .......
برای اینکه، به خاطر اینکه
هر دو یک معنی و مفهوم دارند و مقصود و منظور انجام کاری را می‌رسانند.
باید توجه داشته باشیم در جمله‌هایی که فاعل آن‌ها یکی نیست فقط از damit استفاده می‌کنیم ولی در جمله‌هایی که فاعل مشترک دارند می‌توانیم به اختیار با مفهوم یکسان از هر دو استفاده کنیم. 
توجه:
 damit جمله را Nebensatz می‌کند ولی با حرف ربط um فاعل جمله حذف شده و فعل به‌صورت مصدر به همراه zu در آخرین بخش قرار می‌گیرند.
Er nimmt ein Taxi. Er will nicht zu spät kommen.
Er nimmt ein Taxi, um nicht zu spät zu kommen.
Er nimmt ein Taxi, damit er nicht zu spät kommt.
Seine Frau ruft ein Taxi. Er will nicht zu spät kommen.
Seine Frau ruft ein Taxi, damit er nicht zu spät kommt.
موفق باشید!

صفحه این وبلاگ در فیسبوک: 

Sonntag, Februar 08, 2015

مفعول یا آکوزاتیو Akkusativ در آلمانی


برای تفهیم بهتر مفعول / آکوزاتیو دو پرسش را طرح می‌کنیم:
۱- از کجا باید تشخیص بدهیم که یک اسم باید در حالت آکوزاتیو قرار بگیرد؟ 
پاسخ مشخص است: از روی فعل. 
مثلاً فعل «بازی کردن» فقط احتیاج به فاعل دارد: بچه داره توپ بازی می‌کنه.

Donnerstag, Februar 05, 2015

گنیتیو der Genitiv یا حالتِ اضافهِ ملکی در آلمانی


حالت اضافه ملکی حالتی است که دو اسم پشت سر هم در یک جمله می‌آید و ارتباط دو اسم را معلوم می‌کند. در فارسی به این دو اسم مضاف و مضاف الیه می‌گوییم و برای تشخیص آن به اسمِ اول یک کسره اضافه می‌کنیم: مطب ِ پزشک. در آلمانی وقتی دو اسم را به هم اضافه می‌کنیم، حرف تعریف و پسوندِ اسمِ دوم را تغییر می‌دهیم ولی حرفِ تعریفِ اسمِ اول عوض نمی‌شود! برای اسم‌های مذکر و خنثی حرف تعریف معین der و das هر دوتایشان به des تبدیل می‌شوند و حرف تعریف مونث و جمع به der تبدیل می‌شوند که این‌ها در واقع کارکرد همان کسره فارسی را دارند! اسامی مذکر و خنثی هم در آخر s یا es می‌گیرند ولی در مورد اسامی مونث و جمع به تغییر حرف تعریف اکتفا می‌کنند و خودشان تغییری ندارند.
 حالت اضافه ملکی در جواب به کلمه پرسشی «مال چه کسی؟ ?wessen» می‌آید.

Dienstag, Februar 03, 2015

افعال ضعیف و قوی در زبان آلمانی


افعال ضعیف  Schwachen Verben
افعال ضعیف در واقع افعال باقاعده هستند. اگر فعلی در واژه نامه بدون هیچ توضیحی یا استثنایی قید شده باشد این فعل یک فعال ضعیف است. این افعال از همه قوانین در تمامی زمان‌ها تبعیت می‌کنند و نیازی به نگرانی در مورد استثنا‌ها یا حفظ حالت‌های آن‌ها نیست. 

 افعال قوی Starke Verben
افعال قوی در واقع افعال بی‌قاعده هستند. این به این معناست که این افعال به صورت متفاوتی از افعال ضعیف و با قاعده عمل می‌کنند. می‌توانید این افعال را در واژه نامه شناسایی کنید. بیشتر واژه نامه‌ها یک لیست از افعال قوی (معمولا در انتهای واژه نامه) دارند. 

بعد از پسوندسازی صفت‌ها، افعال قوی را می‌توان یکی از سخت ترین مباحث زبان آلمانی (با توجه به میزان کاربرد) دانست. بهتر است سعی نشود تمامی این افعال را یک شبه یاد گرفته شود. یاد گرفتن این افعال باید در طول زمان و با تمرین انجام گیرد تا از گیج کنندگی آن بکاهد. روش خوب این است که سه تا چهار فعل را در روز یاد بگیرید. یکی از مطالب مفید در یادگیری افعال قوی این است که این افعال خیلی پر کاربرد هستند از این رو در مکالمات و متون آلمانی زیاد با آن‌ها برخورد خواهید کرد که باعث می‌شود این افعال را بهتر یاد بگیرید. 

طریق استفاده
در یک واژه نامه برای افعال قوی سه یا چهار حالت قید شده است. که شکل فعل در زمان‌های زیر است. 

۱- شکل فعل قوی (بی‌قاعده) در زمان حال ساده: 
شکل حال ساده هر فعل در واقع شکلی است که ما بیشتر از همه با آن آشنایی داریم. در زمان حال ما عموما مصدر فعل را فقط صرف می‌کنیم. اما  حالت استثنا در مورد صرف افعال ضعیف افعالی هستند که بعضی از حروف آن‌ها (معمولا حروف صدا دار) در صرف کردن تغییر شکل غیر عادی و بی‌قاعده دارند. این حالت فقط در برای بعضی افعال قوی وجود دارد و بیشتر آن‌ها به صورت عادی صرف می‌شوند. این تغییر بی‌قاعده نیز در واژه نامه خواهد آمد و در مورد افعالی مثل افعال زیر باید در موقع صرف فعل به این نکته دقت کنید. 
نگه داشتن   halten
er hält
du hältst
خواندن    lesen
er liest
du liest

 ۲- شکل فعل قوی (بی‌قاعده) در زمان ماضی: تمامی افعال قوی در این زمان به طور جدی تغییر می‌کنند. در موقع صرف باید توجه داشته باشید که در اول شخص مفرد هیچ پسوندی نمی‌گیرد. 

 به مثال‌های زیر توجه کنید: 
halten          Der Bus hielt      sie hielten
lesen            Ich las                 wir lasen

۳- شکل فعل قوی (بی‌قاعده) در زمان کامل: معمولا افعال تغییرات زیادی می‌کنند یا اصلا تغییر نمی‌کنند (پسوند e)t)–   نمی‌گیرند) اما گرفتن پیشوند -ge اغلب ثابت است. 

به مثال‌های زیر توجه کنید: 
halten   نگه داشتن     Der bus hat gehalten. 
riechen   بو دادن       Es hat nach Fisch gerochen. 

این پست ویراست مطلب زیر است:

صفحه این وبلاگ در فیسبوک: 


Montag, Februar 02, 2015

چند اصطلاح در مورد اعداد

Etwa - rund - ungefähr - fast -circa(ca.)-gegen   حدود، تقریبا
Über  بالای، بیشتر از
Bs:
etwa hundert
rund zwanzig
ungefähr zehn
fast acht
über fünfzig
ein halb یک دوم ، نصف
die Hälfte نصف
ein Drittel   یک سوم
ein Viertel     یک چهارم
zwei Fünftel     دو پنجم
drei zehntel    سه دهم
ein Hundertstel    یک صدم
eineinhalb     یک و نیم ، یک و یک دوم
anderthalb     یک و نیم
zweieinhalb    دو و یک دوم ، دو و نیم
dreieinhalb     سه و یک دوم ، سه و نیم
Bs:
Das ist ein halber Kuchen.
Die Hälfte gehört mir.
Wir haben eineinhalb (anderthalb) Jahre in Zürich gewohnt.
Martin hat zweieinhalb Jahre Deutsch gelernt.
Helgas Eltern sind dreieinhalb Wochen in Florida gebleiben.
einmal   یکمرتبه
noch einmal    یکمرتبه بیشتر
das erste Mal   دفعه اول ، بار اول
zum ersten Mal    برای بار اول ، برای اولین بار
موفق باشید. :-)
                                        صفحه این وبلاگ در فیسبوک:  

Sonntag, Februar 01, 2015

کاربردهای حرف اضافه zu

کاربرد zu+Infinitiv:
zu+Infinitiv
بعد از بیان یک اسم + فعل کمکی  (haben (z.b. Zeit/Lust/..haben، بعد از بیان 
es ist (z.b es ist gut/schlecht/schwerieg/....) و همچنین بعد از فعل‌های معین
(z.b wünschen,vergessen, anfangen,versuchen ,....) قرار می‌گیرد. همچنین وقتی مصدر فعل دوم در جمله با حروف اضافه um-ohne-statt/anstatt همراه می‌شود.
مثال:
Sie hat nicht immer Zeit, ihre Mutter anzurufen.
او همیشه وقت ندارد به مادرش زنگ بزند.
Sie verbietet ihrem Sohn, am Computer zu spielen.
او پسرش را از بازی با کامپیوتر منع می‌کند.
Es ist gut, nach der Arbeit eine Pause zu machen.
این خوبه که بعد از کار یک استراحت کوتاه انجام شود.
Ich mache Überstunden,um mehr Geld zu verdienen.
من اضافه‌کاری می‌کنم تا اینکه پول بیشتری در بیاورم.
Er legte den Hörer auf, ohne ein Wort zu sagen.
او گوشی تلفن را بدون یک کلمه گفتن گذاشت.
Er hat uns ausgelacht, anstatt/statt uns zu helfen.
او به ما خندید بجای اینکه به ما کمک کند.

کاربرد zu به‌عنوان حرف‌اضافه به معنی به، به‌سوی:
نکته: همه اسامی بعد از zu به‌صورت داتیو می‌آیند.
zur Arbeit
zum Arzt
zum Briefkasten
zur Bushaltestelle
برای روش و رفتار:
Er ist sehr nett zu mir.
به‌صورت اصطلاح:
(keine)Lust haben zu ....
حوصله چیزی رو نداشتن (مایل به انجام کاری نبودن) 
Ich habe keine Lust zur Arbeit.
zu Fuß gehen پیاده رفتن
zu Hause/zuhause در خانه
موفق باشید:-) 
صفحه این وبلاگ در فیسبوک: 

معرفی کتاب "دستور زبان آلمانی" ترجمه و تدوین نرگس انتخابی

این کتاب برای آن­ دسته از زبان­ آموزان آلمانی تدوین شده است که در سطح پایه به یادگیری دستور زبان آلمانی می‌­پردازند. 
مترجم در پیشگفتار اثر ذکر نموده که این کتاب به عنوان مرجعی برای زبان ­آموزان در همه سطوح و پایه­‌ها در نظر گرفته شده است و مبنای آن هم دستور زبان آلمانی اثر هورست کپلک و استفاده از سایر کتب و منابع معتبر چون دودن و پونز بوده است. این کتاب از ۹ فصل تشکیل شده و در هر فصل هم به صورت مجزا نکات دستوری شامل: «فعل»، «اسم»، «حروف تعریف»، «صفت»، «اسم»، «قید»، «حروف اضافه و ربط»، و «ترتیب کلمات در جمله» مورد بررسی قرار گرفته و در پایان کتاب هم پیوستی شامل اعداد و تاریخ و همچنین فهرست واژگان دستوری آورده شده است. 
معادل­‌های خوبی در همه بخش­‌های کتاب به کار برده شده است. محتوای کتاب به طور کلی برای سطوح متوسط و میانی خیلی خوب است. 
قواعد عمومی ویرایش و نگارش به طور کلی رعایت شده است. همچنین به طور کلی در کیفیت و میزان کاربرد و معادل‌سازی اصطلاحات تخصّصى مشکلی وجود ندارد. 
محتواى اثر با عنوان و فهرست آن منطبق است. نظم منطقى و انسجام مطالب در کل اثر (تسلسل عناوین کلی کتاب) و نیز در درون هر فصل (تسلسل عناوین جزئی و پیوند با نتیجه ‌اثر) خوب است. 

دستور زبان آلمانی
نویسنده: نرگس انتخابی
ناشر: فرهنگ معاصر
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: ۲۳۹
اندازه کتاب: پالتویی - سال انتشار: ۱۳۸۴ - دوره چاپ: ۱ 
کد کتاب: ۷۲۷۰

نقد کتاب: +
صفحه این وبلاگ در فیسبوک: